داستان و رمان فرانسه
Le FLE par les textes : Littérature et activités de langue
La rentrée du Petit Nicolas
En classe, la maîtresse est vraiment chouette. Même quand elle punit Clotaire, qui est le dernier. Et pendant la récré, avec les copains, si on évite le Bouillon (c'est le surveillant), on peut se battre et jouer à des jeux incroyables. C'est pourquoi Nicolas, Alceste, Geoffroy, Eudes, Clotaire, Maixent, Rufus, Joachim et Agnan, le chouchou, ont toujours hâte de retourner à l'école.
La Promesse De Laube
«زندگی در پیش رو»، رمانی عمیق، جذاب و بسیار مردمپسند است. از محلهی فقیرنشین میگوید و از خانههای آنچنانی. اما روایت و نگاهش کلیشهای نیست و شاید برای اولین بار جور دیگری با چنان محله و خانهای آشنا میشویم و میبینیم. دنیای زندگی در پیش رو، چه بخواهیم و چه نخواهیم وجود دارد. با این حال تنها با پذیرفتن وجود آن است که قدرت خواهیم یافت آن را ببینیم.»
La Peste
«آنگاه پی بردم که،دست کم،من در سراسر این سالهای دراز،طاعون زده بوده ام و با وجود این با همه صمیمیتم گمان کرده ام که بر ضد طاعون می جنگم.دانستم که بطور غیر مستقیم مرگ هزاران انسان را تایید کرده ام و با تصویب اعمال و اصولی که ناگزیر این مرگ ها را به دنبال دارند،حتی سبب این مرگ ها شده ام.....
L'Enfant fou de l'arbre creux
Dans le sinistre bagne de Lambèse, en Algérie, de nos jours, deux détenus condamnés à mort dialoguent: un Français, Pierre Chaumet, et un Algérien, Farid. Pierre est né en 1957, à Vialar (aujourd'hui Tissemsilt).
Harry Potter - Tome 3 : Harry Potter et le prisonnier d'Azkaban
کتاب سوم، روایت کننده ی داستان هری برای پیدا کردن قاتل والدینش است. او فردی به نام سیریوس بلک Sirius Black را پیدا می کند که همگی او را متهم به فروختن خانواده ی او به جادوگر خبیت Lord Voldemort می دانند. اما خیلی زود مشخص می شود که او متهم واقعی نبوده وحال هری برای نجات دادن او از زندان، باید تلاش خود را بکند.
Harry Potter - Tome 2 : Harry Potter et la chambre des secrets
Harry Potter - Tome 1 : Harry Potter a l'ecole des sorciers
آقا و خانم دورسلی ساکن خانهی شمارهی چهار خیابان پریوت درایو بودند. خانوادهی آنها بسیار معمولی و عادی بود و آنها از این بابت بسیار راضی و خشنود بودند. این خانواده به هیچ وجه با امور مرموز و اسرارآمیز سروکار نداشتند زیرا سحر و جادو را امر مهمل و بیهودهای میپنداشتند و علاقهای به این گونه مسائل نداشتند. آقای دورسلی مدیر شرکت دریل سازی گرونینگز، مردی درشت اندام و قوی هیکل بود با گردنی بسیار کوتاه که سبیل بلندی نیز داشت. ....
Guignol's band I - Guignol's band II [Le pont de Londres]
«On est parti dans la vie avec les conseils des parents. Ils n'ont pas tenu devant l'existence. On est tombé dans les salades qu'étaient plus affreuses l'une que l'autre. On est sorti comme on a pu de ces conflagrations funestes, plutôt de traviole, tout crabe baveux, à reculons, pattes en moins. On s'est bien marré quelques fois, faut être juste, même avec la merde, mais toujours en proie d'inquiétudes que les vacheries recommenceraient... Et toujours elles ont recommencé... Rappelons-nous !»
Geai
« Geai était morte depuis deux mille trois cent quarante-deux jours quand elle commença à sourire. Ce sourire, au début, personne pour le voir. Que deviennent les choses que personne ne voit ? Elles grandissent. Tout ce qui grandit grandit dans l'invisible et prend, avec le temps, de plus en plus de force, de plus en plus de place. Donc le sourire de Geai, noyée depuis deux mille trois cent quarante-deux jours dans le lac de Saint-Sixte, en Isère, commença à donner de plus en plus de lumière. » Fermer Geai
ETRANGER
Et Apres...
ناتان در هشت سالگی وارد تونل نورانی مرگ مغزی شد؛ برای نجات دختر بچهای در آب دریاچه شیرجه زد و غرق شد. ایست قلبی، مرگ بالینی، و سپس بر خلاف انتظار دوباره زندگی را از سر گرفت. بییست سال بعد، ناتان یکی از وکلای مشهور نیویورک شد. او این ماجرای تلخ را فراموش کرد. حتی آخر سر با دختر دریاچه ازدواج کرد؛ مالوری، زنی که عاشقانه دوستش داشت،؛ اما ترش کرده بود و ناتان هنوز مثل روزهای اول دلتنگش میشد. ناتان نمیدانست کسانی که از آن دنیا برمیگردند، دیگر مثل سابق نیستند. امروز که او فردی موفق، مشهور و ثروتمند است زمانش فرا رسیده که بداند چرا به این دنیا برگشته است... .
Entretiens avec le Professeur Y
افت فروش کتاب بحرانی جدی است که گریبان کتاب فروشی ها را گرفته ،مبادا حتی یک صفر از این تیراژه های دروغین 100000 و 40000 نسخه ای را باور کنید!حتی 400 تایی را!...این تنها خدعه ای ست برای جلب ساده لوحان!افسوس!زنهار!...فقط داستان های عاشقانه و داستان هایی که تو این مایه هاست...که فروششان خیلی بدک نیست!... و البته تا حدودی هم داستان های دنباله دار...ومجموعه داستان های پلیسی...راستش،کتاب دیگر خریدار ندارد...دوره زمانه بدی شده!...سینما،تلویزیون،لوازم خانگی،اسکوترها،اتومبیل های 2،4،6،اسب بخار،به فروش سخت زیان رسانده اند...و تازه،کالاهای قسطی هم هستند.تصورش را بکنید !و تعطیلات آخر هفته!...وآن تعطیلات دلپذیر دو ماه یکبار،سه ماه یکبار!...و سفرهای دریایی دل انگیز!...درود بر شما ای خانواده های کم در آمد!...این بدهی ها را ببینید!...دیگر یک پاپاسی هم نمانده!...پس امکان خرید کتاب نیست!...یک کاروان چطور؟...هنوز هم این امکان نیست!